دخمه

سَمتِ آتش ببری یا نبری ، خود دانی .......... من دلم سوخته ، گفتم که بدانید فقط

دخمه

سَمتِ آتش ببری یا نبری ، خود دانی .......... من دلم سوخته ، گفتم که بدانید فقط

دخمه یعنی داغگاه ، یعنی محل سوزاندن . به روایت امروز ،دخمه همان قبر است .
اینجا من تنها ، نبش قبر میکنم ، خودم را ... خاطراتم را ... حتی گاهی شما را
دخمه محل سکونت ارواح زندگان است .
اینجا مکانی است برای روضه خواندن و روضه شنیدن ، در کل بنده روضه خوان خوبی هستم از روضه های اهل بیت گرفته تا روضه های ... ، اگر به مذاق شما خوش نمی آید از همین ابتدا شما را به خیر و ما را به دیوانگی .
از همین ابتدا از لحن صریح و خشنم پوزش میخواهم ، باشد که در جوار شما اصلاح شوم .
در پایان " درست که اینجا مجهز به دوربین مدار بسته نیست ولی قطعا عالم محضر خداست "

پیوندها
۱۷
مرداد

بسم الله

حلوا شیرینی صاحبان عزاست به اهل قبور

این تنها شیرینی ضیافت مرگ عطر و طعمش دعاست .

این حرمتی هست که زنده ها به مرده هاشون میزارن و اجرش هم نزول صلوات و حمد و قل هو اللهِ...(دیالوگ ماندگار فیلم مادر علی حاتمی تو سکانس های پایانی)

هر وقت شروع میکنم به پخت یاد این دیالوگ میافتم و اینکه برا کیا دلم میخواد اینهفته شیرینی بفرستم .

اونموقع است که تسبیح و میگیرم دستم و شروع میکنم به هم زدن آرد و میخونم و میخونم و میخونم و ...

چقدر حس آرامش خوبی تو پختن حلوا هست ،انگار نزدیکم میکنه به عزیزایی که دور شدن ازم و دلتنگشون هستم .

انگار دارم آماده ضیافت و مهمونی میشم .


هدیه به همه انبیاء و اولیاء وصلحاو شهدا و ارواح همه مومنین من الازل الی الابد بخوانید فاتحه مع السوره و الصلوات 

۱۴
مرداد

بسم الله

نتیجه بحث تدبر

از کجا بفهمیم داریم اعلام برائت از ذات فرد رو میکنیم یا فعل اون رو ؟؟؟؟

*باید دید  نگاه ما به اون فرد چطور هست اینکه میخوایم این عیب در شخص از بین بره یا نه ؟ اینکه ازش متنفر میشیم یا نه . انبیاء به هیچ وجه از کسی متنفر نمیشدند .

تفاوت همز و لمز با امر به معروف و نهی از منکر

در عیب جویی و همز و لمز ما خود شخصیت فرد رو مورد نقد قرار میدیم ولی در امر به معروف اون عمل هست که نقد میشه .

هر جا ایرادی رو از طرف گرفتی که باورت این بود که خودت مبرا هستی و یا اینکه احساس کردی هیچوقت هم نخواهی داشت این ینی همز و لمز کردن ینی تو شخصیت اون فرد رو مورد تحقیر و خرد شدن قرار دادی .

نکته !!!!

بهترین حالت امر به معروف اینه که خودت عامل باش ولی اگر هم خودت عامل به اون معروف نیستی دلیل نمیشه که امر به معروف نکنی ولی باید حواست باشه که حست این نباشه من مبتلا به منکر نیستم و مبتلا هم نخواهم شد و یا اینکه فکر کنی یه امری رو که تو عامل هستی این برای تو دایمی هست و امکان نداره ترکش کنی .

1. ما از هیچ عیبی مبرا نیستید .

2.هر کسی ممکنه آدم کش بشه مگر اینکه فضل و رحمت خدا شامل حالش باشه

3.قوانین خدا دست خدا رو نمیبنده برای همین اهل بیت مدام در خوف و رجاء بودند .

4. ظلمت نفسی تو دعای کمیل بخاطر کار یاد ما دادن نیست بلکه مولا در مقام فقر ذاتی خود دارن با خدا مکالمه میکنن .

5. آدمها از حرف ناصح ممکنه ناراحت بشن ولی هیچوقت نمی شکنند .

6. به اندازه ای که به خودمون مطمئن میشیم از دریافت فیض رحمانی محروم میمونیم .

7.نقاط قوت خودمون رو لیست کنیم و بدونیم دقیقا همینا نقطه ضعف ما هستند چون نسبت بهشون  احساس خلود میکنیم .

بِسْمِ اللَّـهِ الرَّ‌حْمَـٰنِ الرَّ‌حِیمِ
وَیْلٌ لِّکُلِّ هُمَزَةٍ لُّمَزَةٍ ﴿١﴾ الَّذِی جَمَعَ مَالًا وَعَدَّدَهُ ﴿٢﴾ یَحْسَبُ أَنَّ مَالَهُ أَخْلَدَهُ ﴿٣﴾

کَلَّا ۖ لَیُنبَذَنَّ فِی الْحُطَمَةِ ﴿٤﴾ وَمَا أَدْرَ‌اکَ مَا الْحُطَمَةُ ﴿٥﴾ نَارُ‌ اللَّـهِ الْمُوقَدَةُ ﴿٦﴾

الَّتِی تَطَّلِعُ عَلَى الْأَفْئِدَةِ ﴿٧﴾ إِنَّهَا عَلَیْهِم مُّؤْصَدَةٌ ﴿٨﴾ فِی عَمَدٍ مُّمَدَّدَةٍ ﴿٩﴾


پ.ن 1:حضرت ابوتراب میفرمایند: هر کس عیب کسی را بگیرد نمیمیرد تا به همان عیب دچار شود .

پ.ن2 : قل اعوذ برب من نفسی

۱۴
مرداد

بسم الله

تو یه جلسه ای قرار بود تدبر سوره همزه بگم . شروع کردم و گفتم و گفتم تا رسیدم به این آیه که « یَحْسَبُ أَنَّ مَالَهُ أَخْلَدَهُ »

فرد فکر میکنه اگر یه عیبی در اون نیست و یه امکانی رو داره در دنیا نسبت بهش مالک هست و خودش رو در اون امکان یا نعمت جاودانه میدونه و فک میکنه الی الابد اون امکان براش موندگار هست و همین دلیل میشه تا دیگران رو به واسطه نداشتن اون امکان مورد همز و لمز(عیب جویی و تحقیر ) قرار بده .

به اینجا که رسیدم یهو یاد همه اونایی افتادم که به واسطه عمل غلط و حتی معصیتشون بارها و بارها سرزنش و تحقیر کردیم . چقدر توهم تقوا و زهد برداشتیم که این عیب و گناها در ما وجود نداره و در اونا از ابتدای خلقت بوده .

حضرت یوسف (ع) فرموده اند : نفس من اگر عمل سوء انجام نمیده این عارضی است والااگر از من برداشته بشه من هم گنه کار میشم .

این ینی اهل بیت عصمت رو در خودشون جاودانه نمیدونن برای همین تو مناجات های مولا و حضرت زین العابدین دچار تعجب میشیم که چرا امام مدل یه گناهکار وارد دعا شده و طلب بخشش کرده .

انبیاء و اهل بیت هیچ وقت خودشون رو مبراء از عیب نمیدیدن و برای همین به تعداد بیماری آدمها باهاشون بیمار بودن ، همدرد بودن و دلهره و دلشوره داشتن و بهم میریختن .

سوره خیلی دردش زیاده و این از اون کلمه " ویل " در ابتدا کاملا پیداست

اینجا چند تا سوال مطرح میشه که دوس دارم شما به یکیش جواب بدید

از کجا بفهمیم داریم اعلام برائت از ذات فرد رو میکنیم یا فعل اون رو ؟؟؟؟

۱۴
مرداد

بسم الله

امام صادق (ع) میفرمایند :«قلب انسان بین سینۀ انسان و حنجرۀ او بال بال میزند، (یعنی دل در این سینه قرار ندارد )تا وقتی که به ایمان معتقد شود ، وقتی با ایمان گره خورد ، قرار پیدا میکند ، و این سخن پروردگار است که میفرمایند : هر کس ایمان پیدا کند ، قلبش هدایت میشود ، این یعنی قرار یافتنِ قلب .

( محاسن ، جلد 1، ص294)

۱۳
مرداد

بسم الله

نمیفهمم چه جوری میشه که یه نفر با اینهمه دغدغه که دنیای امروز بهمون تحمیل کرده و با همه ماموریت های بزرگی که خدا برای زندگی ما تو دنیا در نظر گرفته ،فرصت رسیدگی به این مسائل پیش پا افتاده رو پیدا میکنه ؟!!!

مدام درگیر حرف و حدیث های واهی و دنبال مقابله به مثل کردن .

من حتی نمیفهمم چطور میشه دنبال یه آدمی که نمیخوادت و دوست نداره راه بیافتی چه برسه دنبال این کارای بی مقدار و سخیف

واقعا اون کرامت انسانی که خدا برامون قرار داده با این رفتارها و حرفا و تلافی کردنامون به قهقرا نمیره؟

چطوری اینهمه وقت دارید برا اینکارا ؟

راننده ماشین بغلی یه حرف نامربوط میزنه و میره ، پاشو میزاره رو گاز که برسه و یه دونه بزرگتر تحویلش بده

یکی از بستگان  خودش یا همسرش یه انتقاد تندی کرده و این افتاده دنبال نقطه ضعف گرفتن از طرف برا تلافی

یه نگاه پر از بدبینی و یه حالت تدافعی برا کم نیاوردن و به قولی موشک جواب موشک .

باور کنید سیره خدا و پیغمبر و اهل بیت این نبوده .

باور کنید ما مسئولیت های خیلی بزرگتری داریم .

باور کنید با این روش و منشهای بچه گانه نمیتونیم به تحقق ظهور حتی فکر کنیم چه برسه به کمک کردن به این تحقق.

البته که همه این تغافل و تحمل و صبر رو باید در مورد مباحث و موارد فردی به کار گرفت والا در شرایطی  که به اجتماع یا امور مسلمین مربوط میشه خدا با کسی شوخی نداره و تسامح معنی نداره و تغافل منفی میشه .

این مرام حضرت ابوتراب بوده که وقتی کسی حرف بدی بهش میزده میگفتن : یه علی دیگه رو میگه با من نبود .. خودش رو میزد به اون راه


پ.ن1 : خدایا لطفا اینروزا خودت و بزن به اون راه و ندید بگیر

۱۱
مرداد

بسم الله

داستان شمع و گل و پروانه کودکی هایم 

داستان سوختگی های درجه یک تا سه بود 

شمعی که فلسفه وجودش بر سوختن و نثار کردن بنا شده بود و این را سر نخ بیرون  زده از عمق وجودش نشان میداد .

پروانه ای که عشق چنان واله و شیدا کرده بودش که دل داده بود به سوختن کنار معشوق

و گل .. امان از گل که در حسرت دلدادگی و فراق میسوخت  . در اصل گل سوختنش نه با شعله بود که دود فراق خفه اش میکرد

و این سوختن قبل از شعله به خاکستر می نشاند وجود را .

تو قصه فراق از حضرت در راه همیشه دنبال نقش خودمم . دنبال ماموریت من تو این زمانه غفلت از غیبت . و حالا بعد از اینهمه سال خوب میدونم من نه اون پروانه ام که نزدیکی و شوق وصل سبب سوختنش هست ، من اون گلی ام که غم دوری داره خفه اش میکنه . 


پ.ن ۱ : من دلم سوخته گفتم که بدانید فقط 

۱۱
مرداد

بسم الله

عرض تسلیت بمناسبت شهادت دردانه علی بن موسی الرضا حضرت باب المراد امام جواد علیه السلام .  
الْمُؤمِنُ یَحْتاجُ إلى ثَلاثِ خِصالٍ: تَوْفیقٍ مِنَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ، وَ واعِظٍ مِنْ نَفْسِهِ، وَقَبُولٍ مِمَّنْ یَنْصَحُهُ. (بحار‌الانوار، ج۷۵، ص۳۵۸)
فرمود: مؤمن در هر حال نیازمند به سه خصلت است: توفیق از طرف خداوند متعال، واعظى از درون خود، قبول و پذیرش نصیحت کسى که او را نصیحت نماید.


پ.ن :صلی الله علیک یا جواد الائمه 

رسم قبیله است که هر کس جوانتر است / مویش سپید گشته و قدش کمانتر است 

این بیست و پنج سال که سنی نمیشود /اما بهار عمر شما پر خزان تر است

تو مجتبای خانه ی موسی بن جعفری / با همسری که از همه نامهربان تر است

زهر کشنده بود و لبت را سیاه کرد / زهری که چوب نیست ولی خیزران تر است ...

  • ارمیا
۱۰
مرداد

بسم الله

بفرمایید روضه 

«و... اما حسین (ع)، نزدیک‌ترین، محبوب‌ترین و دوست داشتنی‌ترین هدیه را برای معاشقه با خدا برگزیده بود. شاید اندیشیده بود که خوبتر‌هایش را اول فدای معشوق کند و شاید این کلام علی اکبر (ع) دلش را آتش زده بود که: «یا ابة لا ابقانی الله بعدک طرفه عین.» «پدر جان! خدا پس از تو مرا به قدر چشم به هم زدنی زنده نگذارد. پدر جان! دنیای من آنی پس از تو دوام نیاورد. چشمهای من، جهان را پس از تو نبیند» 

۱۰
مرداد

بسم الله

قطار عمر لحظه ای از حرکت باز نمی ایستد و تا آنسوی کلمات و معنایی پیش خواهد رفت . 

این ما مسافران سواره بر قطار هستیم که هر یک در ایستگاهی مرکب را به مقصد وصل ترک میکنیم . 

آنها که شوق وصال بی تابشان کرده سر مست از نزدیکی ایستگاه مقصد و آنها که دارایی خود را در مبدا جا گذاشته اند و با فراموشی و دست خالی راهی شدند در اضطراب و دلهره چه خواهد شد ترس را هجی میکنند . 

خوشا انانکه برای رسیدن به وصل و مقصد دلدار خویش پرواز را به حرکت با قطار ترجیح داده اند و جان بر کف همچون شهاب های اسمانی با سرعت به سمت معشوق گسیل شدند . 


به رسم دیرین روزهای پنجشنبه اینجا مجلس فاتحه بر پاست هدیه به همه انبیاء و اولیا و صلحا و شهدا و همه ارواح مومنین من الازل الی الابد 

بخوانید فاتحه مع السوره و الصلوات 

۰۹
مرداد

بسم الله

خداوند عبادش را با "تار" و " تور " و "تیر" صید میکند ؛

تیر برای فراری ها ، 

تور برای متوسطین ،

تار و آواز ملکوتی برای مقربین .

حاج اقای دولابی (مصباح الهدی ۱۹۸)


پ.ن ۱: صدای تو را .. رنگ و بوی صدای تو را دوست دارم 

پ.ن ۲:عشق یعنی آن صدای سازها 

پ.ن ۳: ما را به جبر هم که شده سر به راه کن .... خیری ندیده ایم از این اختیارها